همه بجای خود!
پایداری و پیشرفت هر سازمان، بهطور مستقیم با کیفیت مدیریت سرمایههای انسانی آن، گره خورده است.
ناصر کمالی مشهود
پایداری و پیشرفت هر سازمان، بهطور مستقیم با کیفیت مدیریت سرمایههای انسانی آن، گره خورده است. در قلب این مدیریت، مفهوم «ارتقای شغلی» (Employee Promotion) قرار دارد که اگر بهدرستی اجرا شود، محرک اصلی انگیزه و بهرهوری است، اما اگر این رشد بر پایه روابط یا جهش ناگهانی و رشد آسانسوری بنا شود، به ویروسی مخرب در کالبد سازمان تبدیل شده و ساختارها را فلج و فرسوده میکند. این نگاشته، با نگاهی به اصول شایستهسالاری، به بررسی انواع مدلهای ارتقاء، مزایای استراتژیک و آسیبهای ناشی از مدیریت ناصحیح توسعه جایگاههای شغلی میپردازد.
اصل شایستهسالاری؛ از انضباط ساختاری تا نظم اداری
ریشه موفقیت در هر سیستم، از مفهوم «هر کسی در جایگاه خودش» آغاز میشود؛ همانگونه که در ساختارهای منضبط نظامی یا آموزشی، چیدمان افراد بر اساس توانمندی، قد و نظمِ تعریفشده صورت میگیرد، در سیستمهای اداری مدرن نیز باید «مبتنی بودن جایگاه بر شایستگی و توانمندی» اصل بنیادین باشد و چالش مهم سازمانهای امروز، تحقق این اصل اساسی است.
کالبدشکافی مدلهای ارتقای شغلی (Taxonomy of Promotion)
در علم مدیریت منابع انسانی، ارتقاء صرفاً یک تغییر عنوان نیست، بلکه یک جابهجایی بنیادین است که در چند الگو به شرح زیر قابل تعریف است:
ارتقای افقی (Horizontal Promotion)
افزایش سطح درآمد و مزایا، بدون تغییر در سطح مسئولیتها و وظایف؛ این مدل معمولاً برای پاداش دادن به وفاداری کارمند استفاده میشود.
ارتقای عمودی (Vertical Promotion)
رشد از طریق تغییر در ماهیت وظایف؛ در این حالت، کارمند با کسب مهارتهای جدید، به لایههای مدیریتی منتقل شده و مسئولیتپذیری او همگام با افزایش دستمزد، بالا میرود.
ارتقای خشک (Dry Promotion)
نوعی ترفیع که در آن، مسئولیتها افزایش مییابد اما بدون بهبود حقوق و مزایا؛ این الگو معمولاً منجر به بیانگیزگی و مقاومت کارمند میشود.
ارتقای باز و بسته (Open vs. Closed Promotion)
در الگوی «باز»، فرصت ارتقاء برای همه در سازمان مهیاست، اما در الگوی «بسته»، ارتقاء تنها به گروههای خاص و منتخبی محدود میشود که میتواند منجر به ایجاد ساختارهای انحصاری شود.
مزایای ارتقای اصولی
ارتقاء شغلی نظاممند، فراتر از یک پاداش نمادین، ابزار مدیریتی رشد و توسعه است که مزایای زیر را به همراه دارد:
حفظ نخبگان و مدیریت انتظارات: ضمن پاسخگویی به انتظارات عادلانه کارکنان، از خروج نخبگان و متخصصان از سازمان جلوگیری میکند.
کاهش فرسودگی شغلی: ارتقای بهموقع، مسیر پیشرفت را روشن کرده و از پدیده فرسودگی ناشی از توقف در مسیر شغلی میکاهد.
بهرهوری و انگیزش مستقیم: ترفیع شغلی همراه با مزایای مالی، قویترین محرک برای افزایش سرعت و کیفیت خروجی کار است.
بهینهسازی هزینههای جذب: ارتقای داخلی، بسیار مقرونبهصرفهتر از فرآیند هزینهای و پرریسک استخدام نیروهای جدید است.
پیامدهای ارتقای رانتی
زمانی که مسیر ارتقاء از مسیر شایستهسالاری خارج شده و به سمت رشد آسانسوری یا ارتقاء بر پایه توصیه میل کند، سازمان با چالشهای ساختاری به شرح زیر روبهرو میشود:
تضعیف انگیزه عمومی: ایجاد حس ناعادلانه در میان کارکنان با عملکرد بالا.
رواج فرهنگ رانتی و روابط غیرعرفی: تبدیل شدن مسیر رشد از «تلاش و مهارت» به «رابطه و میانبر».
ریزش اخلاقی و فساد اداری: ایجاد بستری برای پولپاشی و تلاش برای کسب جایگاه از طریق ابزارهای غیرقانونی.
اختلال در توازن جنسیتی و ساختاری: بروز نابرابریهای ناعادلانه که میتواند منجر به آسیبدیدن روحیه کارمندان بهویژه در مدیریت تنوع جنسیتی و از دست رفتن سرمایههای انسانی شود.
آسیبهای روال ناصحیح جذب و توسعه کارمندان
ارتقای شغلی، مسیری است که باید با عقلانیت مدیریتی و عدالت توزیعی پیموده شود. سازمانهایی که مسیر رشد را با میانبرهای غیرقانونی یا جهشهای بیمبنا پی میریزند، در واقع در حال تخریب زیرساختهای آینده خود هستند.
چنانچه در یک مجموعه، روال ناصحیح جذب و توسعه کارمندان جاری و ساری شود، بروز و ظهور موارد زیر دور از انتظار نیست:
■ بیانگیزگی کارمندان
■ تشدید روابط غیر عرف
■ اثرگذارشدن توصیههای حزبی و گعدهای
■ بابشدن تله ناصواب پولی و غیراخلاقی
■ بالا رفتن آمار آلودگی مدیران به دلیل احتمال کوتاه بودن دوره مدیریت
■ تابعیت محض در انجام امور خلاف قانون به عوامل داخلی و عناصر رانتخوار بیرونی توصیهکننده
■ نبود بهرهوری
■ بدنامی سازمان و تشدید نارضایتی مشتریان
■ ضعف در کیفیت ارائه خدمات به جهت عدم اشراف به مأموریتها توسط مدیران وارداتی
■ بالا رفتن هزینههای مادی و معنوی آزمون و خطا بهدلیل بهکارگیری مدیران فاقد صلاحیت
■ نبود الگوی جانشینپروری
■ ضرورت اصل یادگیرندگی
■ از بین رفتن وفاداری به سازمان
■ تلقی بیهوده بودن تلاشها و دیده نشدن زحمات
■ مؤثر قلمداد شدن فرهنگ تخریب دیگران برای رشد
■ و از بین رفتن همدلی و همزبانی سازمانی
توصیه نهایی
توصیه نهایی به مدیران، این است که ارتقای شغلی نباید صرفاً ابزاری برای آرام کردن هیجانات یا پاداش دادن به وفاداری باشد، بلکه باید فرآیندی دقیق، مبتنی بر داده و همسو با اهداف کلان سازمان باشد تا همزمان، هم رشد فرد و هم شکوفایی سازمان، تضمین شود. فراموش نکنیم که ارتقای واقعی، صعود از پلههای مهارتی است؛ نه سوار شدن بر آسانسور روابط.
ارسال نظر